مدیریت خودش به تنهایی یک علم نیست.

واقعیت این است که علیرغم اینکه در تعریف مدیر و مدیریت می گویند بخشی از مدیریت ذاتی است و بخشی اکتسابی است.

اما ما معتقدیم که بخش ذاتی آن هم قابل یادگیری است.

اگر قبلا می گفتند مدیریت ذاتی است، به این دلیل بود که شناخت از انسانها تا حد دانش امروز بشر نبود. اما اکنون دیگر شناخت بسیار عمیق تر شده است و مدیریت هم تبدیل به یک دانش آموختنی شده است.

تنها چیزی که به ما بستگی دارد هنر استفاده از این علم است.

اینکه شما چطور این علم را بکار میگیرید تفاوت عمیقی بین ما و دیگر مدیران ایجاد می کند. بکارگیری علم در شغل مدیریت با بکارگیری علم در مهندسی متفاوت است.

یک مهندس می داند در علم ریاضی همیشه ۲ بعلاوه ۲ می شود  ۴ اما واقعیت این است که در مدیریت همیشه دو بعلاوه دو ۴ نمی شود. بعضی وقتها ۵ می شود و برخی زمانها ۳ می شود.

شاید هم یک زمانی متوجه شوید صفر هم تنیجه خوبی است. چرا اینطور است؟!

ما به عنوان مدیر باید بدانیم در هر زمانی چه نوع رفتاری داشته باشیم و الان زمان بروز کدام رفتار است. انتخاب نوع رفتار هم وابسته به فردی است که با آن طرف هستید. بنابراین هنر استفاده از این علم توسط مدیر بستگی به قابلیت های مدیر و شرایط او دارد. هر مدیر باید این علم را بیاموزد سپس بکار بگیرد. وقتی ما در جایگاه مدیر، واقعا آن را بکار گرفتید متوجه خواهید شد که واقعا هنر استفاده از این علم را داریم یا خیر؟ در واقع باید گفت هنر استفاده از دانش مدیریت در دنیای واقعی کسب و کار میزان توانمندی و هنر مدیر را به نمایش می گذارد.

وظایف مدیریت

بحث های زیادی در مورد وظایف مدیریت تاکنون مطرح شده است اما آنچه بین اغلب صاحب نظران مشترک است، ۵ وظیفه اصلی مدیر است که در زیر آمده است:

  1. برنامه ریزی
  2. سازماندهی
  3. به کار گماردن
  4. رهبری
  5. کنترل

تفاوت مدیریت و رهبری

در مورد تفاوت رهبری و مدیریت بحث هایی زیادی مطرح می شود و خیلی ها به اشتباه تصور می کنند رهبری بر مدیریت الویت دارد.

اگر به وظایف گفته شده فوق دقت کنید می بینید که وظیفه چهارم مدیریت رهبری کردن است.

اگر مدیری وظیفه چهارم خود را به خوبی انجام ندهد تبدیل به یک رییس می شود. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به مقاله تفاوت مدیریت و رهبری مراجعه نمایید. همچنین برای اطلاعات بیشتر در مورد تفاوت رییس و مدیر به مطلب تفاوت ریاست و مدیریت مراجعه فرمایید. نکات بسیار جالبی را در این مقالات آورده ام که می تواند دیدگاه شما را در این زمینه کاملا تغییر دهد.

مدیریت مفهومی بی انتها دارد و یک شغل بسیار پر مشقت است. اگر چه هر مدیر مسئول موفقیت واحد خود است، اما هیچ نقطه پایانی برای شغل مدیریت وجود ندارد. یعنی هیچ وقت یک مدیر نمی تواند بگوید ” خب کار من تموم شد” . برخلاف مدیر، یک مهندس می تواند کارهایش را به اتمام برساند. مثلا یک پروژه را تمام میکند و تحویل می دهد. یک حسابرس کارش را تمام می کند و تحویل می دهد.